2018 May 26 - شنبه 05 خرداد 1397

صدا و سیما در چند سال اخیر منفعل بوده است
کد خبر: ١٥٦٧٢٢ تاریخ انتشار: ٢٢ اسفند ١٣٩٦ - ١٣:١٩
صفحه نخست » آخرین اخبار
صدا و سیما در چند سال اخیر منفعل بوده است

دبیرکل کانون دانشگاهیان ایران اسلامی گفت: واقعیت این است که صدا و سیما در چند سال اخیر تا حدودى منفعل بوده است.در حالی که صدا و سیما باید یک رسانه ملی و مستقل باشد.

دکتر سید محمد حسینی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت دهم، در گفتگو با بسیج پرس پیرامون 22 بهمن و انقلاب اسلامی اظهار داشت: 22بهمن هر سال شاهد حضور با شکوه مردم هستیم و این یک پدیده بی بدیل در سطح جهان است. انقلاب های متعددی در جهان به وقوع پیوست اما پس از گذشت چند سال بر ضد خودشان عمل کرده اند و مسیرشان تغییر کرده است. انقلاب هایی هم که باقی ماندندمعمولا در روز ملی کشورشان جشن رسمی برگزار می کنند و از مدیران و مسئولان کشورشان دعوت می کنندوازحضورمردم خبرى نیست.
 
وی افزود: غرب گرایان در زمان روی کار آمدن دولت موقت، چنین نگاهی داشتند و معتقد بودند که با پیروزی انقلاب، مردم زمام امور را به مسئولین واگذار کرده و به دنبال زندگیشان بروند، در واقع تصور بر این بود که با سرنگونی رژیم پهلوی کار تمام شده است اما با گذر زمان، و آغاز دشمنی ها علیه انقلاب اسلامی معلوم شد بیش از پیش نیازمبرم به حضور مردم در صحنه است .
حسینی در ادامه خاطر نشان کرد: با نگاه امام (ره) مردم همکاری و همگرایی خود را با نظام ادامه داده و در صحنه های مختلف حضور داشته و خواهند داشت. تفاوت امسال با سال های گذشته این بود که دی ماه شاهد آشوب و اغتشاش در کشور بودیم. عده ای در شهرهای مختلف بلواراه انداختند، حرکت و شعارهای ساختار شکنانه سر دادند. جریان ضد انقلاب هم به این حرکت دامن زد و حتی ترامپ گفت: "فرصتی تاریخی علیه نظام جمهوری اسلامی فراهم شده که بایداستفاده کنیم". خوشبختانه بلافاصله مردم واکنش نشان دادند و این مسئله را پایان بخشیدند. 22 بهمن امسال شاهد افزایش قابل توجه جمعیت بودیم. نتایج بدست آمده از بررسی شرکت کنندگان درراهپیمایی ٢٢بهمن سال ٩٦ به اختصارچنین است:حضور مردم در ١٨٣ شهر افزایش چشمگیر و در١٧٦شهرافزایش نسبی داشته است ؛در٥٠ شهرجمعیت مشابه سال قبل بوده وتنها در٦شهراندکى کمتر از سال قبل بوده است که این نتیجه به روشنی گویای پیوندمردم ایران باانقلاب ونظام است.
 
حسینی در خصوص اعلان وفاداری مردم به رهبر معظم انقلاب در جریان ٢٢بهمن امسال افزود: در کل، جمعیت قابل توجهی حضور داشتند و حضورشان از سال گذشته پررنگتر بوده است و این نشان می دهد که مردم هر گاه احساس خطر کنند در صحنه حضوری پرشور و دشمن شکن دارند.علی رغم وجود نابسامانی ها در کشور، مشکلات اقتصادی و معیشتی فزاینده، مردم همواره حامیان اصلی نظام بوده اند و گوش به فرمان رهبری هستند. مقام معظم رهبری ٣روزقبل ازاین تظاهرات اشاره کردند که ٢٢بهمن امسال تماشایی خواهد بود و واقعا هم در عمل همینگونه شد وپیش بینى رهبرى تحقق یافت؛ زیرامردم شریف خودعلت شکل گیرى وتداوم آن بوده اندودرحال حاضرهم خودازنظام اسلامى پاسدارى مى کنند.
 
وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی در رابطه با دستاوردهای انقلاب اسلامی اذعان داشت: انقلاب اسلامی دستاورد های بسیاری داشته است. همگان اذعان دارند رشد و پیشرفت ما در حوزه های مختلف همچون هسته ای، نانو، سلول های بنیادین، هوافضا و ماهواره، پزشکی، بیوتکنولوژی و همچنین در حوزه های دفاعی واقعا چشمگیر بوده است تا جایی که هم اکنون جزء کشورهای پیشتازجهان در بعضى رشته هابه شمار می رویم. در حالی که در دوران رژیم ستم شاهی اصلا توجهی به پیشرفت ایران نمی شد. پیشرفتمان اصلا قابل قیاس با دوران ستم شاهی نیست. البته هم اکنون نیز اگر بخواهیم کشور را با آرمان های بلند امام و اهدافی که رهبری تعیین کردند، مقایسه کنیم، ضعف ها و نقص هایی داریم. مقام معظم رهبری فرمودند که در زمینه کاهش فاصله طبقاتی یا در بحث اسقرار عدالت باید اقدامات جدی صورت بگیرد زیرا که در این موارد با کاستی هایی مواجهیم. دلیل عمده این اشکالات هم به ضعف مدیران اجرایی برمی گردد.یعنی در مقاطعى با مسئولینی غرب زده مواجهیم که اندیشه ها و رویکردهای نظام سرمایه داری غرب را باور دارند. وقتی خودشان با صراحت می گویند ما لیبرال هستیم و برخی از کارگزاران می گویند که اسلام، نظام اقتصادی ،فرهنگی ، حقوقى، قضایی، امنیتى وبین المللى ندارد، یعنی اسلام درعبادات فردى مثل نماز و روزه خلاصه مى شود؛ براین مبنادر حوزه هاى اجتماعی باید نسخه های غرب را اجرا کنیم و این را با صراحت اعلام می کنند. بنابراین، هنگامی که چنین تفکری وجود دارد مشخص است که آنگونه که باید و شاید به سمت تحقق عدالت نخواهیم رفت.
حسینی ریشه های این نگاه را اینگونه برمی شمارد : این نگاه از دوره سازندگی آغاز گردید که توسعه بر اساس مبانی غربی مدنظر مسئولین قرار گرفت .البته ما آن زمان یعنى سال٧١ هم شاهد شورش هایی بودیم. در اسلام شهر، مشهد و چند شهر دیگر، سپس ناگزیردولت وقت رویکردخود را اندکی تعدیل کرد ونیم نگاهی هم به وضعیت محرومین جامعه پیداکرد.در حال حاضر هم همین نگاه دردولت حاکم است؛ یعنی کسانی که نسخه می نویسند و راهکار به دولت ارائه می دهند، کسانی هستند که راه حل مشکلات را پیاده کردن نسخه های غربی می دانند حال آنکه که در نظام سرمایه دارى عدالت هدف اصلى نیست و فاصله طبقاتی امرى پذیرفته شده وطبیعى است. براى نمونه در آمریکا فاصله طبقاتی از بسیاری از کشورها بیشتر است. بنابراین آن ها مدعی نیستند که ما می خواهیم از محرومین حمایت کنیم. بااین نگاه برخی از دولتمردان، کماکان ناراحت هستند که چرا در گذشته مسکن مهر ساخته شده است؟! در حالی که با این پروژه عظیم برخی از افراد متوسط و ضعیف جامعه صاحب خانه شدند.
استاددانشگاه تهران کارکرد دولت تدبیر را اینگونه مورد نقد و بررسی قرار داد: با گفتار درمانی، وعده درمانی وفرافکنى مشکلات کشور حل نمی شود. حال که پنج سال از عمر دولت گذشته، باید رئیس جمهوراز کارها و اقدامات بگوید، نه اینکه وعده دهد و تحقق وعده ها را به آینده موکول کند.به همین خاطربعضی وعده های جدیدرا یک نوع عوام فریبی تلقی می کنند. به دلیل کم کاریها وبی عملی ها درسال ٩٦ شاهد فشارهای معیشتى برمردم بودیم و نه تنها فرصت های شغلی چندانى ایجاد نشدبلکه با واردات بی رویه و قاچاق، روند تولید در داخل هم به شدت متضرر گردید تا جایی که تعدادزیادى از کارخانه ها ورشکست شدند. وقتی تولید ضربه بخورد تعداد بیکاران جامعه هم بیشتر می شود و مشکلات مردم اضافه می گردد. رکودچندین ساله آثار و تبعات منفى زیادی ایجاد کرده و در حال حاضر بعضاشاهد نارضایتی و گلایه به حق مردم هستیم .ممکن است در بحث مالباختگان گفته شود که مشکلِ خودشان است و نباید طمع نمی کردند اما به هر حال مسئله ای است که برای کشور ایجاد شده است و دولت می بایست در اینگونه مواقع وارد عرصه حل مشکلات و مسائل مردم شود. دولت باید مشکلات جامعه را برطرف کند.اینکه تعلل شود و در حل مشکلات مردم اقدامات جدی صورت نگیرد، طبیعتا امواج نارضایتی در جامعه ایجاد خواهد شد و عده ای هم در این میان، با سواستفاده از این وضع به مطامع و منافع سیاسی و شخصی خود می پردازند. مثلا اغتشاشاتی که در دی ماه انجام شد ریشه درهمین ایرادات داشت.یعنی ابتدابا اعتراض به تورم، رکود، گرانی و مشکلات مالی تجمعاتى آغاز شد و بعدیک عده موج سواری کردند و شعارها را به سمت و سوی دیگری جهت دادند و علیه اصل نظام موضع گرفتند که البته مردم هم راه خودشان را از آنان جدا کردند.
 
حسینی خاطرنشان کرد: علی رغم اینکه کشور مشکلاتی دارد اما مردم می دانند که این مشکلات به اصل نظام و رهبری برنمی گردد. رهبری همواره بر اصل اقتصاد مقاومتی وتلاش براى گره گشایی ازمشکلات جامعه تاکید کرده اند. قوه مجریه می بایست در این رابطه تدبیر کرده و مشکلات را حل و فصل کند. اگر آنها اعتقاد نداشته باشند و یا عرضه و توان کاری را نداشته باشند، مشکلات مردم انباشته وتلنبار می شود.
 
وی در رابطه با نقش رسانه ها و افکار عمومی در نقد عملکرد مسئولین اذعان داشت: در بسیاری از مواقع، رسانه ها و افکار عمومی مى توانندعامل تصحیح رفتار مسئولین شوند و نقص هاو خطاهای آنان را به درستی گوشزد کنند. مثلا در قضیه زلزله کرمانشاه وقتی که آقای روحانی به بازدید مناطق زلزله رفت، دیدار بسیار کوتاه و مختصری با مردم داشت، اما با تذکرات سازنده رسانه ها به رئیس جمهور، ایشان این نقص را در بازدید از مناطق زلزله زده هجدک و راور کرمان تاحدودى جبران نمود و در کانکس وچادر درجمع مردم حضور پیدا کرد. بنابراین، نقش افکار عمومی است که می تواند بعضی از ضعف ها را جبران کند. مسئولین را وادار کند که تلاش بیشتری برای حل مشکلات به خرج دهند.
 
حسینی در مورد وضعیت کنونی فرهنگ کشور اظهار داشت: فرهنگ در دولت یازدهم و دوازدهم در اولویت قرار نداشته است. ما در دولت دهم شورایی به عنوان شورای عالی سینما با حضور شخص رئیس جمهور راه اندازی کردیم. ما معتقدیم که سینما تاثیر بسیاری بر فکر و اندیشه مردم دارد. اگر آثار سینمایی خوبی تولید کنیم، می توانیم سبک زندگی ایرانی اسلامی را به جای سبک زندگی غربی ترویج نماییم و فرهنگ مبارزه، ایثار و شهادت را ترویج کنیم و سبب تحکیم کانون خانواده گردیم و الویت هارا می توانیم در قالب هنر وسینما ارائه بدهیم و از مسائل استراتژیک و مقاومت سخن بگوییم. ما آن شورا را تشکیل دادیم که حمایت جدی صورت بگیرد. چون در عرصه فرهنگ و هویت نیاز به سرمایه گذاری است و الان در همه جای دنیا به هنر بها می دهند و این مسئله از سوی دشمنان نظام و انقلاب به صورت ویژه ای در حال اجراست. امروزه، تعداد زیادی ازشبکه های تلویزیونی فارسی زبان علیه ما فعال هستند تا بر افکار و اذهان ما تاثیر بگذارند. لذا ما هم باید در کشور این اهمیت را برای رسانه و سینما قائل شویم. مع الأسف دردولت یازدهم، شورای عالی سینما رابه مدت سه سال تشکیل ندادند وبعدهم آن رامنحل کردند.
 
حسینی عدم اهتمام دولت تدبیر به مسئله فرهنگ و هنر را اینگونه ادامه داد: نقشه مهندسی فرهنگی کشور باید راهنمای عمل قرارمی گرفت که ١٣ راهبردکلان ودهها اقدام ملى درآن مشخص شده است. این سندمهم بالادستى دراواخرسال ٩١ تصویب ودر٩٢ ابلاغ شد ولی حتی یک جلسه ستاد راهبرى آن با حضور رئییس جمهور و یامعاون اول برگزار نشد. این نشان دهنده عدم الویت فرهنگ است. در حالی که رهبر معظم انقلاب، فرهنگ را بر اقتصاد ترجیح می دهند و اگر درحال حاضرهم به اقتصاد توجه ویژه می کنندبه خاطر مشکلات فعلی می باشد که عینى وملموس است وگرنه نگاه دراز مدت رهبرى این است که فرهنگ اهمیتش بیشتر است؛چون با فرهنگ حتى می توان در فعالیت های سیاسی اقتصادی، اجتماعی و سایر حوزه ها تأثیرگذارى کرد.
 
دبیرکل کانون دانشگاهیان ایران اسلامى در برشماری نقاط ضعف فرهنگ کشور تصریح کرد: نخستین ضعف موجود این است که در حال حاضر فرهنگ در مظلومیت است. در دولت نهم حضرت آقا فرمودند:«فرهنگ باید از مظلومیت خارج شود» وحالا هم شاهدمظلومیت فرهنگ هستیم . نکته دیگراینکه برداشت از فرهنگ، برداشتی غرب گرایانه و رنگ و بویی لیبرالی یافته است تا جایی که رئیس جمهور اعلام می کند «ما وظیفه نداریم مردم را به بهشت ببریم»؛ به این معناکه وظیفه هدایت بر عهده دولت نیست و نباید در این زمینه کاری انجام بدهد. مردم خودشان انتخاب می کنند و نظارت و هدایت بی معناست!در حالی که یکی از اولین وظایف دولت اسلامى این است که زمینه ساز هدایت باشد.البته نمی شود به مردم اجبار کرد. اما می توان زمینه سازی کرد و محصولات خوب را ارئه نمود. به جای اینکه مسیر گمراهی را فراروی مردم قرار بدهیم آثار خوبی تولید کنیم.
 
 
حسینی در ادامه خاطر نشان کرد: در این مدت نشان داده اند که فرش قرمز زیر پای هنرمندانی پهن می کنند که دلبستگی به اسلام، نظام و انقلاب ندارند و نه تنها کمک چندانى به هنرمندان متدین نمى کنند بلکه در مواردی کارشکنی هم دارند و اجازه ارائه آثار آنها در جشنواره ها به خوبی داده نمى شود. بنابراین دولت هم در وظیفه هدایتی و حمایتی خود کوتاهی کرده و همچنین در انجام وظایف قانونى نظارتى هم کوتاهی دارد. نظارت یک وظیفه است و کوتاهی از آن، عمل نکردن به وظیفه است. ضوابط نشر کتاب، مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی است و باید این ضوابط اجرایی شود. شوراى نظارت بر تئاتر باید وظیفه اش را به خوبی انجام بدهد و نباید مانند پلیسی که تخلفات را ببیند و چشمش را ببندد، اقدام کند. در حال حاضر در فیلم های سینمایی،کتاب، تئاتر و موسیقی یک نوع ولنگاری وجود دارد و کنترل و نظارت لازم وجود ندارد. هنرمندانی هستند که در خارج از کشور برای شبکه های معاند کار می کنند و با دشمنان نظام همکاری دارند و هم زمان در داخل کشور هم میدان دارهستند. به عنوان مثال، در آشوب های اخیر مشاهده کردیم که برخی از همین سلبریتی ها عامل تحریک و تهییج بودند و همنوا با اتاق جنگ وعملیات روانى معاندین خوش رقصی کردند ودست اندرکاران نازکترازگل به آنها نمى گویندبلکه آنان رابرصدرهم می نشانندواجرهم می دهند. حتی در همین حادثه فرقه دراویش معدودى از همین هنرمندان روشنفکرنما آتش بیار معرکه بودند و به این درگیری ها دامن می زدند. برخی حتى فراخوان زدند تا از کل ایران به سمت خیابان پاسداران بیایند؛همه این تخلفات آشکارازعدم نظارت ومدیریت درست امور ناشى می شود.
 
حسینی خاطرنشان کرد: ما با اقشار مختلف کشور، گروه ها و فرقه ها ارتباط و تعامل سازنده داشتیم. به هر حال جنبه مردمی دولت نهم ودهم پررنگ بود. به هر استانی که می رفتیم نظرات و انتقادات گروههای مختلف مردمى رامی شنیدیم; و در عین حال که مطالبات به حق را می شنیدیم مانع زیاده خواهی افراد بودیم. با صراحت مواضع و اولیت هایمان را بیان می کردیم. اینگونه نبود که امتیازات نابجا به آنها داده شود و در قبال آن انتظار حمایت درانتخابات را داشته باشیم. متاسفانه چون برخی به دنبال اهداف سیاسی بوده وهستند، (در قبل هم اینچنین بوده؛ به عنوان مثال آقای کروبی در زمان کاندیداتوری خود از دراویش حمایت و تجلیل کرد.) طوری مسائل را مطرح می کردند که گویا افراد آن طیف یا گروه مظلوم واقع شده اند. در حالی که برنامه ها و فعالیت هایشان برقرار بود و خودشان نیز مدعی بودند که در مسائل سیاسی ورود نمی کنند. اما برخی با تحریک آن ها باعث افزایش مطالباتشان شدند. بنابراین، این مسئله خطرناک است که مسئولین کشور برای آنکه پایگاه های مردمی شان را تقویت کنند، امتیازات ناحقی را به گروه ها بدهند. البته اگر حقی از آن ها ضایع شده باشد و مشکلی داشته باشند مسئولین باید رسیدگی کنند. اما نمی شود به مطالبات ناحق آن ها بها داده شود. وقتی یک گروه ببیند می تواند با زور و قلدری حرفش را به کرسی بنشاند، دیگردربرابرقانون هم تمکین نمی کند وبقیه هم جسارت پیدا خواهند کرد و مدعی می شوند.
 
حسینی در مورد شرایط کنونی فضای مجازی و مدیریت آن و همچنین استفاده رسانه ملی از این فضا تضریح کرد: در دوره دولت دهم گزارشاتی خدمت مقام معظم رهبری ارائه شد و با دستور ایشان سه جلسه برگزار شد که در آن جلسات سران سه قوه و برخی از وزرا و مسئولین حضور داشتند. جمع بندی آن جلسات این شد که شورای عالی ومرکزملى فضای مجازی راه اندازی شود. شورایی که در عرض شورای عالی انقلاب فرهنگی باشد که این جایگاه خیلی بالایی است که رهبری برای این شورا قائل شدند. به این ترتیب شورای عالی فضای مجازی برای سیاست گذاری، اولویت بندی، کسب اعتبارات و همچنین امور اجرایی و نظارت بر دیگر دستگاه ها در این حوزه شکل گرفت، اما متاسفانه در دولت یازدهم به آن توجه کافى نشد،حتى جلسات آن منظم برگزار نشد. این شوراها در صورت عدم شرکت رئیس آن، می بایست از سوی نائب رئیس برگزار و اداره شود، اما شما جلسه ای را نمی بینید که بدون حضور آقای روحانی برگزار شود و به خاطر عدم حضور ایشان جلسات لغو می شد و گاهی شاهد این بودیم که یک ماه جلسه برگزار نمی شد و بعضا به نظرات اعضاء که منصوب رهبرى هستندبهای لازم داده نمی شودو پیشنهادات مورد بررسی قرار نمی گیرد. این مشکلات وجود دارد علی رغم اینکه مقام معظم رهبری فرمودند: «اهمیت فضای مجازی در حد خود انقلاب است و اگر مسئولیت فعلی را بر عهده نداشتم، این کار را قبول می کردم». اما به این موضوع بها داده نمی شود. در گزارشاتی که دیوان محاسبات و روسای کمیسیون ها در مورد تفریغ بودجه دربهمن ٩٦ ارائه دادند گفته شد برای شبکه ملی اطلاعات تنها 17% اعتبار تخصیص پیدا کرده است. این مسئله نشان دهنده این است که به این حوزه اهمیت لازم را نمی دهند، در صورتی که باید زیرساخت ها فراهم شود. در کشور نیروهای مستعد،خلاق ومبتکر کم نیستندکه می توانند در این حوزه فعالیت مؤثر داشته باشند. وقتی که این نیروها مورد حمایت جدى قرارنمی گیرندنمی توانیم یک پیام رسان جامع وکارا راه اندازی و مدیریت کنیم، می بینیم که تلگرام محور ارتباطات می شود وبستن چند روزه اش موجب اخلال درامورمی گردد. در صورتی که باید عزم واراده اى باشد تا پیام رسان های داخلی نظیر سروش، آی گپ ،بیسفون و... را تقویت کنیم.
 
وزیر پیشین فرهنگ وارشاددر خصوص وضعیت کنونی صدا و سیما نیز خاطرنشان کرد: واقعیت اینست که صدا و سیما در چند سال اخیرتاحدودى منفعل بوده است. گرچه کارهای خوبی هم صورت می گیرد اما در مقابل دولت، حالت انفعال دارد و دولتمردان به نوعی در آنجا اعمال نفوذ می کنند. در حالی که صدا و سیما باید یک رسانه ملی و مستقل باشد. این سازمان روابط عمومی دولت نیست که زیر نظر قوه مجریه باشد.بله نباید دولت تخریب شود اما باید صدای مردم.منتقدین ونیروهاى انقلابی و متعهد هم به گوش برسد. درحالیکه شاهد هستیم به برخی از کارشناسان دلسوز انقلاب میدان داده نمی شود چرا که نظراتشان باب میل دولتمردان نیست!این ضعف و وادادگی زیبنده رسانه ملی نیست. همانطور که اخیرا شاهد بودیم فیلمی نظیر «به وقت شام» را که فیلمی راهبردی محسوب می گردد و مسئله مهمی همچون مجاهدت ها و رشادت ها مدافعین حرم را بیان می کند، در برخی از شبکه های سیما تخریب و به نوعی عقده گشایی می شود. ما باید از این فیلم ها حمایت کنیم نه اینکه آنها را تخریب کنیم. یا از مجریان وکارشناسانى استفاده کنیم که جهت گیری سیاسی آنها بااندیشه وروحیه انقلاب ناسازگاراست. درست نیست که به این افراد میدان داده شود ولی صدای افراد دلسوز شنیده نشود. یا به سخنان رهبری آنطور که باید پرداخته نمی شود. در هر سخنرانی مقام معظم رهبری محورهاى اساسى و کلیدواژه های مهمى هست که قابل تحلیل و بررسى مبسوط ومفصل است،که متاسفانه گذرا ازآن عبور می کنند.
شهید مطهری وقتی درصدد نقد مارکسیسم بود، اگر نقل قولی از آن هامی کرد آنقدر دقیق بود که مارکسیست ها خودشان اعتراف می کردند که به این خوبی که ایشان مسائل را تببین کرده ما نمی توانیم. بعد هم ایشان به سبب قدرت استدلالی که داشتند، وارد صحنه نقد می شدند. ما نیز بایستی از این رویکرد استفاده نمائیم. نه اینکه افکار رقیب خودمان را ضعیف و بی مایه نشان دهیم و سپس به آن حمله کنیم. ما گاهی شاهد این امر در برنامه های رسمی و زنده صدا و سیما هستیم. ما توقع داریم صدا و سیما استقلال خودش را از قوای سه گانه حفظ کند.
 
 
 
حسینی در پاسخ به سوال خبرنگار بسیج پرس در مورد اینکه در دوره ایشان در صدا و سیما اعمال نفوذ وجود داشت یا خیر ابراز داشت: آن زمان، دوران دوم خرداد بود و علی رغم فشارهایی که وارد می شد، صدا و سیما فعالیت های مستقل خود را ادامه می داد.
اصلاح طلبان افراطی امثال تاج زاده که حالا به صراحت می گویندجمهورى اسلامى راقبول نداریم جوسازیهای زیادی می کردند ونامه های بلندی می نوشتند که پاسخ قاطع به آنها داده مى شد.پخش گوشه هایی ازکنفرانس مفتضح برلین آنها رارسواساخت وسبب عصبانیت شدیدشان شد وهمان کسانى که دانستن راحق مردم می دانستندالم شنگه برپا کردند که چرا صدا و سیما این برنامه را پخش کرد، در صورتی که یک روشنگری معمولى صورت پذیرفت تا مردم بدانند آنهایی که ادعای روشنفکری دارند، در خارج از کشور با چه گروه هایی در ارتباط هستند و چه اندیشه هایی را ترویج می کنند. صدا و سیما در آن زمان علی رغم فشارهایی که متحمل شد از صلابت خاصی برخوردار بود که الان اینگونه نیست. در مجموع، نیروهای انقلابی توقع بیشتری از صدا و سیما دارند. در دیدار دانشجویان با رهبری شاید برخی این احساس را داشتند که چون ریاست صدا و سیما را رهبری منصوب می کنند نمی توان نقدی داشت. اما حضرت آقا نقدراحق آنان دانستند و فرمودند من هم نسبت به بعضى برنامه هاى صدا و سیما نقد دارم.
 
حسینی در ادامه و در رابطه با نوع نقد مسئولین و نهادها اشاره کرد: ما باید ضعف هایی که در نهاد ها و دستگاه ها موجود است را به مسئولین گوشزد و خاطر نشان کنیم. مقام معظم رهبری نیز مطرح می کنند؛ولى نباید اساس نهادهاى نظام را مانند عناصراپوزسیون زیر سوال ببریم. ما باید منصفانه وخیرخواهانه نقد کنیم قبل از اینکه دیگران به اساس کار لطمه وارد کنند. نهادها و دستگاه ها ى حاکمیتى هم گوش شنوا داشته باشند وضعفها واشالات را اصلاح کنند. اخیرارئیس قوه قضاییه اعلام کرده است که ازین پس نام قاضى رشوه بگیرومجرم را اعلام می کند و این اقدام خیلی خوب وامیدوارکننده ای است که عامل بازدارنده ازتکرارمفاسدومایه عبرت براى دیگرقضات است که وسوسه نشوند.
 
باید یک سری از اشکالات را به سرعت وقاطعیت برطرف کرد تاامثال آقای احمدى نژادبهانه پیدانکنندکه خواهان عزل رئیس قوه شوندویا خواهان برگزاری انتخابات مجدد وزودهنگام مجلس وریاست جمهورى شوندو از نارضایتى هاسوءاستفاده وموج سوارى کنند.ازطرفى اگر فردی به سابقه خدمات قابل توجه دارد اما به نوعی مواضع معاندین و ضدانقلاب را بازگو می کند ما وظیفه داریم روشنگرى کنیم ودربرابرانحرافات موضع گیرى کنیم و هیچگونه ملاحضه ای نداشته باشیم. یکی از ویژگی های نیروهای انقلاب هم همین است، برخلاف اصلاح طلبان که حتى حاضرنیستندباعناصر متوارى وپناهنده شده در خارج از کشور، مرزبندى شفاف داشته باشند!
 
عضوکابینه احمد نژاددردولت دهم درپاسخ به این سوال که ریشه تفکرات جدید احمدی نژاد چیست،اظهار داشت: آن زمانی که رهبری فرمود آقای مشایی معاون اول نباشد، ایشان که خود را سرباز ولایت می دانست، باید سریع اجرا می کرد و تعلل در این زمینه هیچ معنا و مفهومی نداشت یا در بحث خانه نشینی که ما با ایشان صحبت کردیم و گفتیم به زیان خودشما، دولت و کشور است؛ایشان گفت این به معنای این نیست که در مقابل رهبری هستم. در ماجرای انتخابات ریاست جمهورى دوازدهم هم ایشان به توصیه رهبری عمل نکرد و کاندیدا شد و نشان داد که راهش را جدا کرده است. این ها همه مربوط به خصلت خودبینی واشتباه محاسباتى است که باعث می شود فرد راه خودراازنظام ورهبرى جدا کند و این همان روحیه بنی صدر است که با توهم، پایگاه مردمى خودرابیشتراز امام خمینی(ره) مى پنداشت و باتحریک هوادران ومنافقین شمشیررا از رو بست وبه آن سرنوشت دچار شد.
با مواضع سالهاى اخیروبه ویژه نامه ٣٠ بهمن به رهبرى غالب نیروهای مومن و ولایى راه خود را ازاحمدى نژادجدا کردند و کسانی هم که تا مدتی قبل اینگونه رفتارها را توجیه می کردند، وقتی نامه اخیر احمدی نژاد را دیدند، برایشان اتمام حجت شد. مشایی نیز به آقای خاتمی نامه نوشت تاشاید اصلاح طلبان پذیرای آنها باشندولی آنها به این آقای چرخش عجیب وغریب اعتنایى نکردند یعنى ازاینجا رونده واز اونجا مونده! البته رسانه منافقین ومعاندین موضع گیری احمدی نژاد دربرابر نظام را تیتر یک کردند و به آن بها دادند. برخی از اصلاح طلب ها هم گفته اند که دیر آمدی و زودتر باید این کارها را انجام می دادی.
نامه ای که ایشان در 30 بهمن نوشت، اگر مورد بررسی قرار بگیرد هیچ منطقی بر آن حاکم نیست و می گوید که سران سه قوه باید کنار گذاشته شوند. این حرف واقعا بر اساس چه مبنای قانونى وحقوقى بود؟ ما هم به رئیس جمهور و مجلس و دستگاه های مختلف انتقاد داریم اما معنای آن این نیست که اگر ما نپسندیدیم بگوییم رای مردم را کنار بگذاریم و انتخابات زود هنگام برگزار کنیم و این همان حرف فتنه گران درسال٨٨است که می گفتند انتخابات تکرارشود ورهبری معظم قاطعانه ایستادند و از جمهوریت نظام دفاع کردند و به فرموده امام خمینی(ره)که حفظ نظام اسلامی از اوجب واجبات است،عمل کردند.
به دلیل اعتراض به حکم علیه بقایى ومشایى قابل قبول نیست که خواهان عزل رئیس قوه شویم یابازیرسوال بردن انتخابات و تکرارادعاى ضد انقلاب درخصوص مهندسى انتخابات وانتخابات آزاد خواهان برگزارى انتخابات قبل ازموعدشویم! اگردراعتبار انتخابات خدشه شود اولین نفری که زیر سوال میرود شخص احمدى نژاداست که هم منتخب بوده وهم مجرى انتخابات وحال که در قدرت نیست به یاداین حرفها افتاده است!جل الخالق!
ظاهراتحلیل حلقه خاص پیرامون احمدى نژاداین است که واردبازى دو سر برد شده ایم یا نظام تسلیم خواسته هاى ما می شودویا حداقل پرچم دارناراضیان می شویم! شایدهم این شعار را برگزیده اند که بدنامی بهتر از گمنامی است!
بهرحال متاسفانه ازاول انقلاب تاکنون ریزش هاى متعددازخواص برجسته داشته ایم اما مردم و نظام مسیرخودراادامه داده اند ومعطل نادمان نشده اند.مرحوم طالقانى به درستى مى فرمود: «هرکس در مقابل انقلاب بایستد هلاک می شود». شوربختانه این سرنوشت بعضى ازبزرگان است که به دلایل ناصواب راه خودراجدا کردند.شخصیتی مثل آیت الله منتظری که سابقه مبارزاتی و جایگاه علمی بالایی داشت، وقتی در مقابل امام خمینی ایستاد و حرف منافقین و ملی مذهبی ها را زدبیش ازهمه به ضرر خودش تمام شد. مسئله ای که درخصوص احمدى نژادمایه شگفتی است سرعت فاصله گرفتن ازمسیرنورانى ولایت است. احتمال می دادیم که ایشان به کج راهه رود ولی نه بااین زاویه وبااین شتاب! شایدبنا دارد دراین باره هم رکوردار شود والبته جبهه رقیب بیشترین استفاده را تاکنون کرده و تندرویها وساختارشکنیهای خود درسال٨٨ راسعی کرده به استناد این اعوجاجات موجه جلوه دهد وچنین مواضعى درنهایت آب ریختن به آسیاب بدخواهان نظام اسلامى درخارج ازکشور است.
 
سیدمحمدحسینى در مورد مسئله عفاف و حجاب بانوان یادآور شد: همیشه این بحث مطرح بوده که باید کار فرهنگی انجام دهیم ولی واقعیت اینست که در زمینه فرهنگی، کار مستمر، مداوم و عمیقی انجام نشده است. کار فرهنگی دراین باره این است که فرهنگ عفاف و حجاب را از همان دوران کودکی یعنی از زمان مهد کودک و پیش دبستانی و دبستان به بچه ها بیاموزیم. هم نظام تعلیم و تربیت ما در این زمینه فعال باشد و هم خانواده ها و رسانه ها به این مسئله اهتمام بورزند. آموزشها،فضاى محیطى ومجازى و محصولات فرهنگی و هنری هم باید مشوق ومروج عفاف باشند نه اینکه ترغیب کننده به وادى بی بند باری باشند. در این زمینه، متاسفانه آن گونه که باید و شاید کار انجام نمی شود. بلکه درمواردى ازجمله درحوزه سینما،تئاتر ، موسیقى وهنرهاى تجسمى سهوا ویا عامدانه عکس آن صورت می گیرد.
اخیرا هم که با طراحى وتحریک خارج نشینان چندنفرازخانم ها روسری برسرچوب کردند تا قانون شکنى ویک عمل غیرشرعى وگناه راعادی سازی کنند که البته این حرکات سخیف وهنجارشکنانه کاملا صبغه سیاسی دارد. به هر حال دشمنان گفته اند که باید از تمام امکانات علیه جمهوری اسلامی ایران استفاده کنیم و هر روز یک مسئله جدید به وجود بیاوریم و نظام اسلامی را به چالش بکشیم و یک بخشی هم به پشتوانه داخل هست یعنی اگر در داخل ازاین حرکات حمایت نمی شد قطعا چنین جسارتی پیدا نمی کردند. وقتی دبیر جشنواره وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای این خانم ها دلسوزی می کند و وقتی در یک برنامه تلویزیونى تلویحا ازاین حرکت جانبدارى مى شود که نسبت به یکی ازاین خانم ها مظلوم نمایی صورت می گیرد، ویاوقتی در روزنامه های کشور در حمایت از این مهره هامطلب می نویسند یا افراد سیاسى وحتى معمم به دروغ مطالبى ازامام،شهیدمطهرى وشهیدبهشتى نقل مى کنند ومذبوحانه می کوشندتا توجیه شرعى وعرفى برای یک معصیت آشکاردرمحیط اجتماعى، ببافند؛ طبیعى است که قضیه کش دار می شود وعده ای راجسور می کندکه به انحاء مختلف ذهن جامعه را آشفته سازند.دولت هم همیشه ازاین دوقطبی ها حداکثربهره بردارى را مى کندوتا مدتى خودرا از پاسخگویى در مسائل اقتصادى ومعیشتى معاف می داند. بهرحال عوامل مختلف دست به دست هم داده است بیش از همه حمایت زیرکانه دست اندرکاران و مقامات رسمی وجانبدارى علنى بعضى اصلاح طلبان وروحانیون طرفدار اسلام آمریکایى است که به این قضایا دامن می زند. من فکر می کنم هر دستگاه ونهادوگروههاى مردمى باید وظیفه شرعى وقانونى خودرابه خوبى انجام دهندو ازطرفی باید رسانه ها،اساتید و اندیشمندان در ترویج فرهنگ عفاف و حجاب وتبیین حکمت وآثار آن فعالیت بیشتری کنند. برخی جوانان ما نمی دانند در قرآن آیه هایى باصراحت برضرورت حجاب تاکید دارد. آنها فکر می کنند که این یک نوع سلیقه است، در حالی که این اصل مسلم فقهی و شرعی است لذا علت و حکمت این احکام باید بیان شود در غیر این صورت، با وضعیت فضاى مجازى وشبکه هاى ماهواره ای وغربزدگى وتساهل مدیران دولتى این ماجرا"حد یقف" ندارد وهمچون غرب به برهنگى منجر مى شود! وتبعات منفى وآسیب هاى اجتماعى آن یکى بعدازدیگرى هویدا می شود.در حال حاضر آمار طلاق،خیانت،فرارازمنزل ودیگر ناهنجاریها افزایش پیدا کرده که بخشی از آن به خاطر همین بی بند و باری ها است.
 
حسینی در مورد فراروها خاطرنشان کرد : بخشى ازاشکال به شیوه مسئولان ورسانه هابرمى گردد، افرادی راچهره مى کنند اما در ادامه مسائل حرفه ای لازم را مراعات نمی کنند. بالاخره فردی که سلبریتى ومشهور عام وخاص می شودمی شودباید پایبندی و تعهدات بیشتری داشته باشد. نه اینکه تصور کند که مجبوبیت اجتماعی دارد و هر کاری که می خواهد، می تواند انجام دهد. باید یک سازکاری داشته باشیم تا نیروها را حفظ کنیم و مراقب آنها باشیم. حضرت آقا فرمودند که هنرمندان را به اندیشمندان و عالمان دینی متصل کنید.کسی که اثر هنری تولید می کند وقتی با یک آدم اندیشمند و متأله در تماس باشد،یک پشتیبان فکری ومعنوى خواهد داشت،هم از جهت محتوا و مضمون وهم از جهت اخلاق و تهذیب نفس یاورخوبى خواهد داشت .
 
هنرمندان هم باید خودشان مراقب باشند و البته باید یک مکانیزمی داشته باشیم تا صیانت صورت گیرد. براى نمونه بنده در زمان وزارت شنیدم که ظاهراهنرمندی می خواهد برود خارج از کشور با ایشان صحبت کردم و یک برنامه وکارهنری مناسب به او محول کردم، در نتیجه در کشور ماندوازرفتن منصرف شد. لذا به نظر بنده، مشکل اصلی اینجاست که در ابتدا افراد را بالا می بریم، سپس هنگامی که چهره شدند، به سبب نبود مکانیسم مراقبت از آنان، بیگانگان روی آنها سرمایه گذاری می کنند وباپیشنهادات اغواگرآنان راجذب مى کنند.
 




Share
* نام:
ایمیل:
* نظر:

پربازدیدترین ها
پربحث ترین ها
آخرین مطالب


صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | نظرسنجی | RSS | ایمیل | نسخه موبایل
طراحی و تولید: مؤسسه احرار اندیشه