2017 August 23 - چهار شنبه 01 شهرويور 1396

اگر یک روحانی وظیفه ذاتی خود را فراموش کند قطعا به جایگاه روحانیت ضربه می زند/ با رعایت حداقل های اخلاق نبوی در جامعه فاصله روحانیت و مردم کم می شود/ امام خمینی و حضرت آقا همواره ملجاء و پناهگاه مردم بودند/ سال هاست که در بحث فرهنگی آتش به اختیار عمل می کنیم چون هیچ امیدی به سیستم های بالا دستی های خود نداریم
کد خبر: ١٤٤١٠٨ تاریخ انتشار: ٢٩ خرداد ١٣٩٦ - ١٤:٣٣
صفحه نخست » مصاحبه و گفتگو
حجت الاسلام معتمدی در گفتگوی تفصیلی با صابرنیوز:
اگر یک روحانی وظیفه ذاتی خود را فراموش کند قطعا به جایگاه روحانیت ضربه می زند/ با رعایت حداقل های اخلاق نبوی در جامعه فاصله روحانیت و مردم کم می شود/ امام خمینی و حضرت آقا همواره ملجاء و پناهگاه مردم بودند/ سال هاست که در بحث فرهنگی آتش به اختیار عمل می کنیم چون هیچ امیدی به سیستم های بالا دستی های خود نداریم

 
گروه فرهنگی صابرنیوز: با حجت الاسلام سید وحید معتمدی استاد حوزه و دانشگاه در خصوص نقش روحانیت در جامعه کنونی و همچنین پیرامون فرمان آتش به اختیار امام خامنه ای گفتگوی تفصیلی انجام شده که به شرح زیر می باشد: 

صابرنیوز: جایگاه روحانیت در پیروزی انقلاب یک جایگاه ویژه و قابل اعتماد برای مردم بود، چه عواملی میتواند میزان اعتماد جامعه به این قشر را تحت شعاع قراردهد؟
 
اگر روحانی از جایگاه روحانی بودن خودش خارج شود یعنی وظایف اصلی و ذاتی که به گردن یک روحانی است، گردانه های کاریش را فراموش کند که برای کارهای مختلفی است. گردانه های کاری روحانی وظیفه ذاتی او روحانی بودن خودش است که وظیفه مرجعیت برای مردم، برای دین مردم و مشکلات مردم دارد. اگر این وظیفه را فراموش کند و کنار بگذارد قطعا به جایگاهی که روحانیت شیعه در طول تاریخ، خصوصا در بحث انقلاب اسلامی داشته است، ضربه می زند.
 
صابرنیوز: علت فاصله گرفتن روحانیت از مردم چیست؟
 
 نمی توان به صورت کلی گفت که روحانیت فاصله گرفته است، اما بله، برخی از روحانیون به علت های مختلفی فاصله گرفته اند یکی از این دلایل جذب شدن بعضی از روحانیون در بعضی از مَناصب است که خود این جذب شدن مشکلی ندارد و باید باشد. بالاخره برخی از جایگاه هایی که در جمهوری اسلامی وجود دارد باید یک روحانی به عنوان درس خوانده حوزه علمیه باشد ولی این جذب شدن نباید او را از وظیفه اصلی که تبلیغ دین و مرجعیت برای مردم است، جدا کند. به عنوان مثال یک روحانی مدیر یا نماینده مجلس شده باید وظیفه اش را در حیطه کاری خودش انجام دهد اما نباید یادش برود که در درجه اول روحانی است بعد نماینده مجلس، اول روحانی است بعد یک مدیر، اول روحانی است بعد یک کارمند. اگر جایگاه روحانی فراموش شود از مردم جدا شده و کارکرد خود را از دست خواهد داد.
 
مورد دیگر این است که از تبلیغ سنگین بیگانگان و رسانه های بیگانه برعلیه دستگاه روحانیت متعهد نباید غافل باشیم. دستگاه بیگانه یا نظام استعماری بارها و بارها در طول تاریخ شکست های سختی از روحانیت خورده است. قطعا امروزه که جنگ جنگ رسانه وجنگ نرم است، قطعا یکی از مهم ترین راهبردها و دستورالعمل های کاری بیگانگان و رسانه های استعماری حمله به جایگاه روحانیت و اعتمادی که مردم به روحانیون دارند، است. باید این را در نظر داشته باشیم که متاسفانه تا حدودی تاثیر خود را خواهد گذاشت. لذا دو عامل اصلی وجود دارد: یکی عامل  بیرونی است و دیگری عامل درونی.
 
عامل بیرونی نظام سلطه و خصوصا نظام رسانه ای سلطه جهانی و عامل درونی بد عمل کردن، ناقص عمل کردن یا کم عمل کردن برخی از روحانیون است.
 
صابرنیوز: با توجه به این که نقش روحانیون در حوزه های مختلف فرهنگی و دینی است. اگر در پست های مختلف مدیریتی هم حضور داشته باشند. به نظرتان چه تبعات مثبت و منفی می تواند در پی داشته باشد؟
 
 اگر روحانی به تعبیری که ما روی آن می گذاریم "روحانی" باشد و به تعبیر امام خمینی (ره) اول به خودسازی و بُعد روحانی شدن، روحانی باطنی و درونی شدن توجه کرده باشد و به عنوان یک انسان خودساخته تا حدی روحانی، وارد پست های مختلف شود، به نظر من کارکرد مثبتی خواهد داشت. هم مردم نسبت به نظام جمهوری اسلامی دلگرم می شوند که مدیران خوب، تلاشگر، دلسوز، پاک، حلال خور و دست پاکی دارند هم بیشتر اعتمادشان نسبت به دستگاه روحانیت جلب می شود. اما اگریک طلبه، روحانی یا آخوند خودسازی نکرده باشد و جنبه های معنوی درون خودش مانند: توکل بر خدا، عدم حرص و طمع، عدم امید به دست مردم و در کل جنبه های باطنی خود را تقویت نکرده باشد و وارد سیستم کاری شود، این اقدام  نقطه خطر است و ضربه می زند. تعابیری که از امام برعلیه روحانیتی که به اسلام ضربه زده، وجود دارد که شاید امام سخت ترین و تهاجمی ترین حرف ها را برعلیه روحانیتی زدند که خودشان را نشناختند، در سیستم بد عمل کردند، یک پست و یک مقام آنها را از بین برده و این ها هم به این دلیل است که خودسازی نکردند.
 
پس بنابراین این موضوع در صورتی که روحانی خود و مراتب درونیش را ساخته باشد جنبه مثبت دارد، اگربدون خودسازی و فقط با یک علم و لباس ظاهری وارد پست ها و مسئولیت های مختلفی شود  قطعا ضربه خواهد زد و این ضربه چندین برابر یک انسان معمولی است، چون هم به دین ضربه می زند، هم به جمهوری اسلامی، هم انقلاب و هم به اقتصاد و به بیانی همه مسائل و عوامل را تحت تاثیر قرار می دهد و ضربه وارد می کند. 
 
صابرنیوز: با توجه به وضعیت کنونی جامعه و نسل جدید، و این که فاصله نسل جدید با دین ودینداری و روحانیت زیاد شده، برای این که این فاصله کم شود، نقش نهادهای حوزوی و فرهنگی چیست؟
 
این سوال را با این کلیت قبول ندارم که فاصله نسل جدید زیاد شده است. بله، به نسبت قبل شاید برخی در مسائلی رجوع و اعتمادشان به روحانی کم شده و به تعبیر ما طلبه ها به صورت موجبه جزئیه قبول می کنیم اما کلیت آن را شاید قبول نکنیم. حالا چرا و چکارباید کرد؟ اولا اینکه حوزه علمیه در این زمینه نقش اساسی دارد، چون تربیت یک طلبه و روحانی در حوزه و در سیستم حوزوی اتفاق می افتد. لذا حوزه های علمیه ما در تربیت طلاب و روحانیونی که بتوانند ملجاء و پناه مردم باشند حرف اول را می زنند. علمای حوزه های علمیه و کسانی که وظیفه تعلیم و تربیت طلبه ها را دارند در این زمینه حرف اول را می زنند و باید به این فکر کنند طلبه ای را که زیردستشان پرورش می دهند فقط علم فقه اصول یا علوم دیگر اسلامی به وی منتقل نکنند بلکه طوری تربیتش کنند که بتواند ملجا و پناه مردم باشد. نکته دیگر تاکید من در بحث اخلاق است. تعبیر من اینگونه است اگر ما در جامعه خود حداقل های اخلاق نبوی را رعایت کنیم، تأکید می کنم حداقل های اخلاق نبوی، بالاخره پیامبر عظیم الشان اسلام یکسری مراتب عالی، انسانی و عرفانی دارد و یکسری حداقل های اخلاق، خصوصا اخلاق اجتماعی دارد، اگر ما بتوانیم همان حداقل های اخلاق انسانی و اجتماعی رسول الله مانند احترام به دیگران، ابتدا سلام کردن به دیگران، لبخند دائم بر لب داشتن و از همین قسم موارد که خیلی سخت و والا و دست نیافتی نیست. همین موارد را ما بتوانیم در جامعه و به خصوص درطلبه ها اجرا کنند با مردم محترمانه برخورد کنند، جایگاه خود وخودشان را جدای از مردم نبینند همانطور که رسول الله وقتی در جمعی بودند به گونه ای می نشستند که از جایگاه ایشان کسی متوجه نمی شد ایشان رسول الله هستند. یعنی خودشان را ویژه نبینند که من آخوند، طلبه و روحانی شدم مردم باید به من احترام بگذارند، من را بالا بنشانند یا مثلا در صف جلو بگذارند ما هم یک انسان عادی مانند دیگران هستیم که اتفاقا وظیفه سخت تری نسبت به دیگران داریم در بسیاری از جاها باید از حق خود به خاطردینمان بگذریم.
 
اگر این موارد را طلبه ها و روحانیون رعایت کنند شکاف جزئی که ایجاد شده برطرف می شود. البته نقش رسانه و تبلیغات را در این زمینه نباید نادیده بگیریم. آن طرف رسانه و دستگاه سلطه بیگانه به شدت کار می کند ما هم رسانه و تبلیغات مناسبی برای نشان دادن جایگاه طلبه، جایگاه روحانی و روحانیت اصیل شیعه و نشان دادن خطاهای روحانی نماهایی که ضربه می زنند باید وجود داشته باشد. امام در بعضی تعابیر سختشان فرمودند که جوان ها شما باید از سر برخی از آخوندها عمامه را بردارید که اصلا عمامه ای روی سر آنها نباشد. لذا در این تعبیرشاید خود امام بتواند این کارها را انجام دهند و از دست ما بر نیاید اما در هر حال می توان جایگاه روحانی اصیل، مردمی، دلسوز و دغدمه مند را از جایگاه روحانی ای که فقط  از روحانی بودن لباسش دارد تببین کنیم، شاید خود مردم به آن سمت بروند.
 
 
صابرنیوز: منش امام و حضرت آقا به عنوان بزرگان روحانیت در مواجهه با مردم چطور بوده و در حال حاضر چگونه است؟
 
منش حضرت امام و حضرت آقا، منش یک روحانی ای که ملجا مردم باشد، است. قبل از این که امام قیام کنند و جایگاه اجتماعی- سیاسی پیدا کنند به عنوان روحانی و استاد حوزوی و حتی به عنوان یک مرجع تقلید، مرجع و ملجا و پناهگاه مردم بودند مشکلات، سختی ها و حاجات مردم درِخانه این بزرگوار بود. بعد از این هم که انقلاب کردند و جایگاه اجتماعی پیدا کردند و رهبر اجتماعی جامعه شدند باز هم خصوصیت خود را از دست ندادند حضرت آقا هم همینطور جایگاه مرجع و ملجا بودن دارند، این یک نکته.
 
نکته بعدی بحث ساده زیستی این بزرگواران است که مسئله مهمی است، شاید باید در نکات قبلی هم اشاره می کردم که یکی از عواملی که باعث جدایی مردم می شود این است که طلاب، روحانیون و کسانی که در مناصبی هستند یا مناصبی ندارند، خودشان را از سطح عادی مردم به لحاظ مالی بالاتر بکشند و زندگی های مرفهی داشته باشند، به سوی تجمل گرایی بروند که این موارد مردم را نسبت به روحانیت و دین بی اعتماد می کند.
 
سبک و سیاق زندگی امام (ره) و حضرت آقا این بود که ساده زیستی، زهد به معنای درست و دوری از تجمل و... جزو اصول زندگیشان بود و این مورد هم در زندگی امام و هم در زندگی مقام معظم رهبری مشهود است. می توان گریزوگوشه و کنایه ای زد که اگر امام بودند، امامی که اجازه نمی دادند حتی به حسینیه شان گچ ساده بزنند، اجازه می دادند یک چنین کاخ و قصری به عنوان مرقد امام ساخته شود که ارزش ها و فرهنگ امام در این فضا گم شود و شاید امام به این کار راضی نمی شدند.  این دو خصوصیت باعث می شد که این دو بزرگوار همواره در دل مردم جای داشتند.
 
نکته مهم همان بحثی در دین داریم ، روایات کثیر داریم که رابطه ما با خدا رابطه بندگی است، رابطه بنده با مولای خودش است. ما بتوانیم این رابطه با خدا را اصلاح کنیم و بنده واقعی خدا شویم. خداوند محبت ما را در دل همه مردم جای می دهد و به نظر بنده یکی از آن فرمول ها و کلید هایی است که در زندگی امام و حضرت آقا است که مخاطب اصلی آن دو بزرگواردر زندگی، خدا است، که می گویند ما باید او را راضی کنیم. در روایات، تعابیر دینی و حتی در آیات قرآن داریم که خدا می فرمایند شما محبوب انسان ها می شوید و انسان ها از شما راضی می شوند.
 
صابرنیوز: طبق فرمان آتش به اختیار حضرت آقا نقش روحانیت در جامعه امروز چیست؟
 
جبهه ای را در نظر بگیرید که محورهای مختلف عملیاتی دارد و این محورهای مختلف عملیاتی به یک قرارگاه مرکزی متصل است. این قرارگاه مرکزی به هر دلیلی کارکرد خودش را ندارد و فرماندهی مناسب را نمی کند در حال حاضر محورهای مختلف هستند که باید آتش به اختیار داشته باشند. این آتش به اختیار یعنی چه؟ یعنی الان ارتباط با فرماندهی قطع است فرماندهی کارکرد خودش را ندارد و به هر دلیلی درست کار نمی کند، من که در مقابل دشمن ایستادم باید خط و محور خود را حفظ کنم و به هر طریق که می توانم درمحدوده عملکرد خودم درست کار کنم. این می شود آتش به اختیار. هر محوری، غیر از فرماندهی مرکزی که کارکرد ندارد، می تواند یک فرماندهی در صحنه، فرماندهی دسته و فرماندهی گروهان دارد که این نقش ها را روحانیون معظم می توانند داشته باشند. برای مثال یک روحانی در مسجد که اگر سازمان امور مساجد، سازمان تبلیغات و وزارت ارشاد درست عمل کنند یک مسجد در جایگاه خود می داند چگونه عمل کند. اما وقتی درست عمل نکنند یک مسجد در محدوده خود با فرماندهی محدود امام جماعت خود بهترین عملکرد را داشته باشد. یک هیئت، گروه فرهنگی و گروه جهادی چون معمولا در تمام این گروه ها طلاب عزیز و روحانیون گرامی اصیل و انقلابی حضور دارند در آن محور محدود فرماندهی را به عهده بگیرند عملیات را درست انجام دهند و اگر توانستند با گروه ها و محورهای دیگر دست به دست هم دهند تا بتوانند عملیات منسجمی داشته باشند.
 
صابرنیوز: مثال عینی و ملموسی در رابطه با آتش به اختیار بزنید که برای عموم جامعه قابل لمس باشد چه کاری انجام شود آتش به اختیار می شود؟ 
 
آ تش به اختیار یک اصطلاح نظامی است. وقتی به کار می رود که قرارگاه فرماندهی درست کار نکند. در آتش به اختیار اگر فرماندهی کارکرد خود را نداشته باشد واحدهای عملیاتی اعم از گروهان، گردان و دسته یا کمتر از اینها باید در محدوده خود با اجتهاد و تفکرشان درست عمل کنند و مقابل دشمن بایستند.
 
در بحث فرهنگی هم این اتفاق افتاده است مراکز تصمیم گیری فرهنگی ما خوب عمل نمی کنند. وزارت ارشاد و سازمان تبلیغات درست عمل نمی کند،  برخی دیگر از مراکز فکری و فرماندهی فرهنگی درست عمل نمی کنند. مثلا یک طلبه در یک مسجد می تواند طوری عمل بکند، اگر سازمان امور مساجد درست عمل کند مساجد باید درست عمل می کردند و در ارتباط با همدیگر عملیات درستی انجام می شد اما اینطور نیست سازمان امور مساجد کارکرد خود را ندارد یک مسجد با طلبه و روحانی باید بتواند موقعیت خود را بشناسد و در محل و منطقه خود درست عمل کند.
 
اگر مرکزی وجود داشت که گروه های جهادی را سازماندهی می کرد و راهبرد اساسی داشت ولی ظاهرا نیست یک گروه جهادی خودش شناسایی می کند جایگاهی که به لحاظ فقر فرهنگی و مادی احتیاج به کمک دارد تیمش را جمع می کند و عملیات می کند. یک گروه یا موسسه فرهنگی، یک هیئت اهل بیت همه الان آتش به اختیارند، هیئت های خودجوشی که جوان ها در آن جمع می شوند، گروه های جهادی که کار می کنند و مساجدی که موفق و فعال هستند آتش به اختیار هستند. چون اگر امید داشتند که مرکز برایشان کاری کند قطعا موفق نمی شدند.
 
گروه ها و موسسات فرهنگی موفق و بعضی از معلمین در مدارس ازهمین فرمول آتش به اختیار استفاده می کنند. اگر سیستم آموزش و پرورش و مدارس ما درست عمل می کرد همه چیز در مسیر خودش بود اما واقعا آموزش و پرورش ما فشل است.
 
در یک مدرسه یک معلم در حیطه کاری خودش می داند چه کاری انجام دهد و نمی تواند منتظر باشد که آموزش و پرورش دستور نداده در حال حاضر آتش به اختیار هستم و کارهای فرهنگی که می توانم انجام دهم با قدرت این کار را میکنم و ترسی ندارم إن شاالله که خداوند برکت می دهد. آتش به اختیار درحال حاضر خیلی دارد انجام می شود، دستور جدیدی نیست. به نظر من سال هاست که در بحث فرهنگی آتش به اختیار عمل می کنیم چون هیچ امیدی به سیستم های بالا دستی های خود نداریم. مدارس، مساجد، مؤسسه های فرهنگی، حسینیه ها، هیئت ها، گروه های جهادی همه آتش به اختیار دارند عمل می کنند.  یک جوان در یک محله به اندازه ای خوب عمل می کند که فرهنگ محله را تحت تاثیر خود قرار می دهد این آتش به اختیار این جوان می شود.
 

کلام آخر:
 
نکته آخر را این طور عرض می کنم که روحانیت شیعه و حوزه علمیه شیعه در طول تاریخ همواره ملجاء و پناهگاه مردم بوده است. در طول تاریخ در این وادی هم انسان های نااهلی پیدا شدند ولی همواره نشان داده شده که قدرت سیستم حوزه و نظام حوزه و روحانیت شیعه به قدری بالاست که این نااهل ها را یا حذف کرده از خود بیرون رانده است. امروزه هم همین است ما هم روحانی به ظاهر روحانی داریم که در سیستم بد عمل می کند و نا اهل هست، هم روحانی و طلابی داریم که بسیار خوب عمل می کنند و بسیار زحمت می کشند. من همیشه تعبیری دارم که می گویم در حال حاضر هر خیری در کشور است با واسطه یا بی واسطه یک روحانی دخیل است و هر شری هم که دارد اتفاق می افتد با واسطه یا بی واسطه یک طلبه و روحانی دخیل است ولی در کل حتما خیر است که پیروز است حوزه و روحانیت شیعه این خیر را همواره داشته و برای مردم ملجاء بوده و از این به بعد هم إن شاءالله همین گونه خواهد بود.




Share
* نام:
ایمیل:
* نظر:

پربازدیدترین ها
پربحث ترین ها
آخرین مطالب


صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | نظرسنجی | RSS | ایمیل | نسخه موبایل
طراحی و تولید: مؤسسه احرار اندیشه